نامه ی شماره ی 5 🎭

نامه ی شماره ی 5 🎭

هم سلولی سلام

درست است شاید حق بعد از خدا با تو باشد، من نویسنده ای هستم.

میان مرز عشق و جنون که هروز دلهره وار با نگاه خورشید

چشم هایم طلوع میکند و درون خلسه ای از تشویش و ناباوری می مانم، که چرا هنوز بدون تو زنده ام.

دلتنگم شدی به دیوار بکوب
من این سوی دیوار منتظرت خواهم بود.

#هم_سلولی

📚☕
دیدگاه ها (۰)

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

پارت: 18 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هوای اتاقِ سمعی‌بصری یهو ا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۱۱لیویا هیچ‌چیزی بر...

نامه ی شماره ی 6. 🎭هم سلولی سلامامروز خیلی کلافه ام، آخر فکر...

هم سلولی سلام 🎭تو حق من بودی ، اما لطفاً نگذار غریبه ها بفه...

نامه ی شماره ی 9. 🎭هم سلولی سلامعاشقی حس خوبیست، اما پر از د...

نامه ی شماره ی 8. 🎭هم سلولی سلامامروز زنده میخواهمت، نه در س...

نامه ی شماره ی 1. 🎭هم سلولی سلامخوبی؟!خواستم به تو بگویم :بس...

نامه ی شماره ی 13. 🎭هم سلولی سلاماز صبح دلشوره دارم، صدایی ا...

نامه ی شماره ی 7. 🎭هم سلولی سلامامروز در حین غذا گرفتن از نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط