{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این رو برای کسی مینویسم که شاید یه روزی اینو بخونه.......

این رو برای کسی مینویسم که شاید یه روزی اینو بخونه.......


دلم برای یک ثانیه دستان سردتت تنگ شده است

برای لحظه ای که دو دستم را در تب گرفتی

همان جایی که چشمها یه ما خیره شدند

وما بی اعتنا

به ملایم ترین حس بودن رسیدیم

کاش بازهم تکرار شود

حس ناب اولین دیدارمون.....


تقدیم به خودت
دیدگاه ها (۲۲)

عشق واقعی هیچوقت نمی میره....این هوس است که کمتر و کمتر میشه...

ﮔــــﺎﻫــﯽ ..ﻓﻘـــﻂ ﺍﺯ ﮐـــﻞ ﺩﻧﯿـــا...ﺩﻟﺖ ﯾﮑـــﯽ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺧــ...

حرف یه دختر‌چادری که ده هزارلایک تو بیتاک داشته بخون .....

مدل لباس عروس

پشت نگاه سردت ... ۱۸ویو آت دوباره صدای پیام اومد.گوشی رو بر...

سناریو جونگکوک

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -----------Part:24

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁸چند قدم به سمتم اومد.روبه‌روش وایسادم...

پارت ۴۵

Forced MarriagePart 26تمام راه تا خونه فقط به اون کارت فکر م...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟵[ویو ا.ت]کمی جلوتر، صدای ...

True Love①③دو ماه از شروع رابطه‌مون گذشته بود. تو این دو ماه...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط