{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باریک تَر از مویِ سَرت

باریک تَر از مویِ سَرت

گردن ما بود

آن روز که موهایِ تو

در باد رَها بود

لبخند زدی

قالبِ شِعرِ من عَوض شُد

در شِعر من اِنگار

اَلَم شَنگه به پا بود
دیدگاه ها (۱)

سناریو ران

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲ همانطور که دخترک قهر کرده بود ، ...

هوا رو به تاریکی می‌رفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۲صدای اعلام پرواز دوباره در سالن پیچید...

درخواستی تک پارتی از مایکی

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط