{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در پشت چارچرخه‌ی فرسوده‌ای کسی خطی نوشته بود:

در پشت چارچرخه‌ی فرسوده‌ای کسی خطی نوشته بود:
"من گشته‌ام نبود... تو دیگر نگرد نیست...!"
گر خسته‌ای بمان و اگر خواستی بدان، ما را تمام لذت هستی به جستجوست. پویندگی تمامی معنای زندگیست. هرگز "نگرد! نیست" سزاوار مرد نیست...!
#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۳)

یه جا خوندم .. نوشته بود دکتر انوشه میگه دختره اومده میگه می...

پرسیدم عشق چیه؟یکی گفت :_ عشق هنگامی است که به یک نفر بگوئید...

《검은 마음》پارت دوم | اولین برخوردسئول، ساعت ۷:۱۳ صبح.بارانِ ریز...

پارت ۵۰ در کاملاً باز شد.مردی که در فیلم دیده بودند، آرام وا...

فاصله یک لبخند تا جنون

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌وهشتم 𓆪 🖤🥀در با صدای آرامی پشت سرشان بسته...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

P : 17

...My evil angel ...پارت ²🪽🔥 فصل سومبرادر گمشده...دروازه‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط