شیشه ی پنجره را زود شکست
شیشه ی پنجره را زود شکست
یک نفر می پرسد .... که چرا شیشه شکست؟
مادری می گوید: شاید این رفع بلاست ، یک نفر زمزمه کرد
باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد
کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرورشکست
عابری خنده کنان می آمد
تکه ای از آن را بر می داشت ، مرحمی بر دل تنگم می شد
اما امشب دیدم
هیچ کس هیچ نگفت ، قصه ام را نشنید
از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟؟؟
یک نفر می پرسد .... که چرا شیشه شکست؟
مادری می گوید: شاید این رفع بلاست ، یک نفر زمزمه کرد
باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد
کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرورشکست
عابری خنده کنان می آمد
تکه ای از آن را بر می داشت ، مرحمی بر دل تنگم می شد
اما امشب دیدم
هیچ کس هیچ نگفت ، قصه ام را نشنید
از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟؟؟
- ۱.۷k
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط