{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیشکی نفهمید..

هیشکی نفهمید..

گوشه دل من, منی که تخس و شیطون بودم همه رو
میخندوندم چی میگذره...

هیشکی نفهمید منی که دم از شادی میزدم خودم دریای غم بودم...

همه به خنده های مصنوعیم و همپا بودنم اکتفا
می کردن...
هیشکی نیومد بهم بگه آخه لعنتی چته؟؟؟؟؟؟؟

هیشکی اشکای شبونم را ندید .........

چراااا یکی اومد و پرسید ازم.......

وقتی داستان زندگیم را بهش گفتم :

گفت:

بیخیال همه مشکل دارند...

آخی حل میشه...

از هیچکسی توقعی نداشتم و ندارم

وقتی خودم ,خودمو پس میزنم...

چه توقعای از دیگران هست.....

ولی:

روزگار کجای دنیای کثیفت را می‌گرفت که منم یکیو

داشته باشم که شده با حرف آرومم کنه و دلمو

خـــــــــــــــــــــــر کنه...

نه حس ترحم...

و آخی ....

لعنت ب همه اون کسایی ک اشکمو دیدن و راحت ازم گذشتن
دیدگاه ها (۴)

میگن یــــک دســـــت صـدا نـدارد؛؛امـا بـبین بی دسـت چطور غـ...

اینم عکس خودم

✖ فآکموלּ سمت {لاشیاس} •••فد⇕ییموלּ و⇕سه هر چی باوفاســــــ❤...

هیشکی نفهمید..گوشه دل من, منی که تخس و شیطون بودم همه رو می...

فقط برای تو P13

#sepehr khalseیه آدم.دیگه بودم همه این اتفاقا منو عوض کرد بع...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وپنجاه و پنجم داشتم میرفتم بیرون ...

#خیلی خب _رسیدیم ا.ت بورام و برد اتاقش تا زخماشو پانسمان بکن...

#یک_عاشقانه_ناآرام. #قسمت_اول.صدای تق تق کفشهای پاشنه بلندش ...

پارت هفتم فیک شاید باید کنار بیام

فیک_جیمین شاید تا چند روز دیگه فیکو نزاشتم

پارت دوم کوکی : که اشکام گونه هام رو خیس کرد...اون فکر میکنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط