{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی در حالی که کنار شوهرش نشسته بود موبایل او را برداشت و

زنی در حالی که کنار شوهرش نشسته بود موبایل او را برداشت و در حالی که لبخندی بر گوشه ی لبش نشسته بود شروع به گرفتن شماره ی خودش کرد.



با تعجب دید که شماره اش به نام (نکبت 2) ذخیره شده.











آیا او عصبانی شد؟!



نه، بیشتر در تعجب بود که (نکبت 1) کی هست؟
(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)(duh!)
دیدگاه ها (۲)

هر گلی یه بویی داره چیست؟ . . ......توجیه آقایون برا خیانت ب...

هگام بغض یک زن بهش نزدیکتر بشید!و موقع بغض یک مرد ازش فاصله ...

♥♥♥♥♥

.....

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و ...

آخرین بحث پارت ۵

🦢 پارت هشتم | تو چرا اینجایی؟بعد از رفتن مرد، لیانا هنوز کنا...

پارت سیزدهم | اولین لبخنددو روز از مسابقه گذشته بود.برخلاف ه...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 8بعد از تمام شدن ناهار ظرف ها ر...

چندپارتی♡نام:𝐄𝐜𝐡𝐨𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐇𝐨𝐦𝐞♡PART:7نور صبحگاهی به آرامی از پش...

#ارباب‌سنگدل #پارت_22ا.ت روی تخت دراز کشیده بود به سقف خیره ...

«سوگند عشق»³:partصبح، آرامتر از همیشه از راه رسید. نور طلایی...

★US....در حالی که صدای کفش‌های پاشنه‌بلندش توی پاساژ میپیچید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط