{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۶۹ (اینو دیشب گذاشته بودم اما نمی‌دونم چرا اپلود نش

پارت ۲۶۹ (اینو دیشب گذاشته بودم اما نمی‌دونم چرا اپلود نشده)



در یک لحظه دستپاچه شد و من این رو به وضوح دیدم


+تو چیزی میدونی نه؟


~ن..نه چیزی نمیدونم


+میدونی سوجون ، میدونی...همه چیو میدونی و نمیخوای که بگی ، حتی دلیل اینکه چرا از بچه ها متنفره رو هم میدونی اما نمیخوای بگی...


صورتش آشفته بود اما از من اشفته تر که نبود،‌ بود؟


+ خوب گوش کن من چهار ماهه با این آدم ازدواج کردم... چهار ماهه زندگیمونو شروع کردیم من هیچی از این آدم نمیدونم...از حال کسی که هرشب و روز کنارشم خبری ندارم و الان مشکل جدی ترم شده..پای..پای یه بچه درمیونه سوجون...میدونی اگر من یه اشتباه بکنم باید چقدر تاوان بدم ؟ لطفا بهم بگو...لطفا


لحظه ای چشماش بهم ثابت موند ، بعد از کمی مکث گفت

~درست میگی ، پای یه بچه درمیونه...یونا... قول بده هیچوقت هیون نفهمه که من به تو گفتم باشه؟


+باشه..قول میدم نفهمه


~خب قضیه از این قراره که هیون وقتی ب...


_چیکار میکنین؟

با صدای هیون درست پشت سرم جیغ کوتاهی کشیدم و بهش زل زدم


+وای چرا مثل جن ظاهر میشی

-مثل جن ظاهر نشدم شما اینقدر درگیر صحبت بودید که متوجه نشدید کسی که ازش صحبت میکنید داره میاد!
دیدگاه ها (۳)

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

سلام بچه ها.. یه کم باهاتون حرف داشتم.. نمیدونم، حس میکنم که...

روزی که گذشت روز بسیار بسیار فرسایشی و سختی برای من بود ... ...

#دوست_پسر_شیطون_من part: 8ویو صبح هیونجین: بیدار شدم که دیدم...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد... و خودش جلوی پاهام زانو...

سرنوشت(ویو شوگا)صبح که بیدار شدم، رایا هنوز خواب بود.صورتش خ...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

سناریو مایکی پارت اخر

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط