{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه جنگی راه افتاده بین دل و غرور ...

چه جنگی راه افتاده بین دل و غرور ...
دل تو را میخواهد ...
مدام میگوید به دنبالت بیایم ...
و غرور پاهایم را بسته ...
تــو نترس ...
جایت امن است ...
قربانی این جنگ "منـم "
دیدگاه ها (۲)

پارت سوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد 🎭برگشتم که اعلامی...

داستان عاشقانه جدید

🎥 اره اینترنت باز باشه تا تو جوونای مردم و ماموران حافظ امنی...

پارت: 3 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*نگاهم رو از دست دراز شده‌اش...

سلام کیوتا! میخوام ی رمان کوتاه بنویسم. فقط ی چند پارتیه ک...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fourteenاول نمی‌دونستم باید همرا...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

تک پارتی✨«از من نترس...»آخرین زنگ مدرسه مدت‌ها بود که خورده ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p62جیمین لب‌هاش رو روی هم فشار داد. نه بر...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط