پارت ۳ هانما شوجی
پارت ۳ هانما شوجی
ات:چ-چیکار میکنی
هانما اومد نزدیک تر زیر دوش هانما لبشون گذاشت رو لب ات
هانما:حمام کردن چقدر طول میکشه؟
ات:نمید-دونم
هانما:تمام نیستی!
ات:نه
هانما:زود باش خدمتکار منتظره
ات:چشم
هانما رفت بیرون بعد ۳۰ دقیقه ات از حمام درومد و خدمتکار براش یه لباس بازز آورد
ات:لباس پوشیده تر ندارین؟
خدمتکار:قربان گفتن این لباس من هم مجبورم
ات:قربانت کجاست؟
خدمتکار:داخل سالن
ات:اها
ات با حوله لباسی رفت سمت هانما
ات:اسمت چیه
هانما:اسمم هانماست اسم توچی
ات: اسمم اتهه
ات با عصبانیت رفت سمت هانما
ات:آقای هانما ابن لباسی که دادید بهم خیلیی بازهه
هانما:خب
ات:من اینو نمیپوشم
هانما:بعدی داخل حموم من اومدم لباس تنت نبود الان خجالت میکشی
ات:اون موقع دست خودم نبود یهو اومدی
هانما:الانم دست خودت نیست
ادامه دارهه
ات:چ-چیکار میکنی
هانما اومد نزدیک تر زیر دوش هانما لبشون گذاشت رو لب ات
هانما:حمام کردن چقدر طول میکشه؟
ات:نمید-دونم
هانما:تمام نیستی!
ات:نه
هانما:زود باش خدمتکار منتظره
ات:چشم
هانما رفت بیرون بعد ۳۰ دقیقه ات از حمام درومد و خدمتکار براش یه لباس بازز آورد
ات:لباس پوشیده تر ندارین؟
خدمتکار:قربان گفتن این لباس من هم مجبورم
ات:قربانت کجاست؟
خدمتکار:داخل سالن
ات:اها
ات با حوله لباسی رفت سمت هانما
ات:اسمت چیه
هانما:اسمم هانماست اسم توچی
ات: اسمم اتهه
ات با عصبانیت رفت سمت هانما
ات:آقای هانما ابن لباسی که دادید بهم خیلیی بازهه
هانما:خب
ات:من اینو نمیپوشم
هانما:بعدی داخل حموم من اومدم لباس تنت نبود الان خجالت میکشی
ات:اون موقع دست خودم نبود یهو اومدی
هانما:الانم دست خودت نیست
ادامه دارهه
- ۱۴.۰k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط