قسمت شصت و یک
#قسمت شصت و یک
بازم بی محلیش نصیبم شد
اینجوری جواب نمیداد
دستش و از فرمون گرفتم و کشیدم
ماشین به طرف راست منحرف شد
_ چیکار میکنی دیوونه؟
ماشین و کنترل کرد و نگاه بدی بهم انداخت
داد زدم
_کجا داری میریییی
اومدم باز فرمون و بگیرم که با یه دستش دو تا دستام و سفت نگه داشت و فشار داد..
_ صبر داشته باش میفهمی
_ چیو بفهمم؟ اینکه با امیر هم دستی؟ اینکه االن داری میبریم پیش قاتل روحم؟ آرررررره؟؟
شوک زده نگاهم کرد و سریع راهنما زد و کنار اتوبان پارک کرد
هنوز دستام و گرفته بود..
برگشت سمتم و نگاهم کرد..
چشماش قرمز بود و از عصبانیت تند تند نفس میکشید
_ تو با خودت چی فکر کردی؟ از رفتار من چی دیدی که فکر کردی با امیر دستم تو یه کاسه اس؟ هاااان؟ من انقدر بی
شخصیتم؟؟
از دادی که زد پریدم..
چرا مثل شیرای عصبانی نگاهم میکنه
اعتراف میکنم از این حالتش بیشتر از اون امیره عوضی میترسم
حتی جرئت نداشتم دستام و از دستش بکشم بیرون
زیره لب داشت یه حرفایی میزد که من هیچی نمیفهمیدم..
چند دقیقه گذشت ..
بازم بی محلیش نصیبم شد
اینجوری جواب نمیداد
دستش و از فرمون گرفتم و کشیدم
ماشین به طرف راست منحرف شد
_ چیکار میکنی دیوونه؟
ماشین و کنترل کرد و نگاه بدی بهم انداخت
داد زدم
_کجا داری میریییی
اومدم باز فرمون و بگیرم که با یه دستش دو تا دستام و سفت نگه داشت و فشار داد..
_ صبر داشته باش میفهمی
_ چیو بفهمم؟ اینکه با امیر هم دستی؟ اینکه االن داری میبریم پیش قاتل روحم؟ آرررررره؟؟
شوک زده نگاهم کرد و سریع راهنما زد و کنار اتوبان پارک کرد
هنوز دستام و گرفته بود..
برگشت سمتم و نگاهم کرد..
چشماش قرمز بود و از عصبانیت تند تند نفس میکشید
_ تو با خودت چی فکر کردی؟ از رفتار من چی دیدی که فکر کردی با امیر دستم تو یه کاسه اس؟ هاااان؟ من انقدر بی
شخصیتم؟؟
از دادی که زد پریدم..
چرا مثل شیرای عصبانی نگاهم میکنه
اعتراف میکنم از این حالتش بیشتر از اون امیره عوضی میترسم
حتی جرئت نداشتم دستام و از دستش بکشم بیرون
زیره لب داشت یه حرفایی میزد که من هیچی نمیفهمیدم..
چند دقیقه گذشت ..
۲.۴k
۱۳ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.