{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب خونه رفیقم رفتم خواهرش بدون روسری با ی تیشرت و شلوار

دیشب خونه رفیقم رفتم خواهرش بدون روسری با ی تیشرت و شلوارک اومد دم در سلام و احوال پرسی و دستش آورد جلو منم با کلی خجالت دست دادم وقتی رفیقم اومد ازش معذرت خواستم و گفتم داداش شرمنده آبجی شما هم آبجی خودمونه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یهو زد توسرم و گفت یابو داداشم بود من که خواهر ندارم
دیدگاه ها (۳)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part13سکوت کردم چشامو بستم صدای بازو بسته شدن...

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

پارت ۷: پیشنهادِ وسوسه‌انگیزِ جیمین!با سرعت از اون راهرو و ا...

سقوط درخشان یک دیوانهپارا ۱۹ *مروادید*چند ساعت بعد .داداشی ....

وقتی...(پارت سوم)

The unwanted Roommate__________________________ویو پارک یوری...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نهم: سوال‌های بی‌امان ⛓️❓[دیدگاه تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط