زندگی آهسته تر من خسته ام
زندگی آهسته تر من خسته ام
کوله بار پاره ام را بسته ام...
زخم پایم درد دارد ،صبر کن
تا کسی مرحم گذارد ،صبر کن
صبر کن در سایه بنشینم کمی
شاید از ابری بیارد شبنمی....
وادی رویای من اینجا نبود
روح من همبازی شب ها نبود
صبر کن من راه را گم کرده ام
در سیاهی ها تلاطم کرده ام
صبر کن تا راه را پیدا کنم
صبر کن تا کفش خود را
پا کنم...
کوله بار پاره ام را بسته ام...
زخم پایم درد دارد ،صبر کن
تا کسی مرحم گذارد ،صبر کن
صبر کن در سایه بنشینم کمی
شاید از ابری بیارد شبنمی....
وادی رویای من اینجا نبود
روح من همبازی شب ها نبود
صبر کن من راه را گم کرده ام
در سیاهی ها تلاطم کرده ام
صبر کن تا راه را پیدا کنم
صبر کن تا کفش خود را
پا کنم...
- ۵۸۹
- ۰۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط