مرده ای در ذهن قفس دغدغه ی آزادی
مرده ای در ذهن قفس دغدغه ی آزادی
نیستی در حنجره ی زرد زمین، فریادی
آسمانی تر از آن بایدبود که به من پا بدهی
نکند گوش به ورّاجی مردم دادی؟!
نگذارید که این دهکده در جا بزند
خواب، شیرینی تلخی ست در این آبادی
برو ای دخترک ساده و بی منطق عشق
که تو هم مثل همه برده ی استبدادی
من که از گریه ی تو درد تو را فهمیدم
باز هم دل به جگرگوشه ی مردم دادی!
گوش کن! چلچله ها نیز تو را میخوانند
برو آن سوی قفس، آن طرف آزادی
/ سعید
نیستی در حنجره ی زرد زمین، فریادی
آسمانی تر از آن بایدبود که به من پا بدهی
نکند گوش به ورّاجی مردم دادی؟!
نگذارید که این دهکده در جا بزند
خواب، شیرینی تلخی ست در این آبادی
برو ای دخترک ساده و بی منطق عشق
که تو هم مثل همه برده ی استبدادی
من که از گریه ی تو درد تو را فهمیدم
باز هم دل به جگرگوشه ی مردم دادی!
گوش کن! چلچله ها نیز تو را میخوانند
برو آن سوی قفس، آن طرف آزادی
/ سعید
- ۴۳۳
- ۰۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط