استاد جذاب من
استاد جذاب من
part 6
جیمین : خانم گانگ بشین
ات : اما
جیمین : بعدن الان به درس گوش بده
ات خجالت زده دوباره روی صندلی نشست هیونا زد به بازوی و گفت
هیونا : چته تو
ات یه دستش رو زیره چونه اش گذاشت و با چشم های گرد و لبخند زیبا به استادش خیره شده بود زیر لب آروم زمزمه کرد( چقدر خوشتیپه ) همونطور که بهش خیره شده بود لبخند میزد
اسلاید ۲ ات
هیونا : هی آنقدر بهش زول نزن
ات : ببین با اون کت شلوار خاکستری پوتین های مشکی موهای مشکی چتری های رو پیشونیش اییییییی خیلی خوشتیپه
هیونا : هیسسس الان میشنوه
جیمین درحالیکه روبه تخته بود لب زد
جیمین : صدای پچ پچ میشنوم
سر ماژیک رو بست و گذاشت رویه میز روبه بچه ها کرد
اسلاید ۲ جیمین
جیمین : چیزی های که رویه تخت نوشتم فردا حفظ میخونید
ات : چیییی یعنی این همه رو حفظ کنیم ..
جیمین : نمیتونی حفظ کنی
ات سری سرش رو به طرف تکون داد و با چشم های گرد شده گفت
ات : نه میتونم
جیمین : زود باشید یاداشت کنید
سمته شاگرد ها رفت و از کنارشون رد میشد هر یکی مشغول نوشتن بودن بجز ات استاد پارک لب زد
جیمین : خانم گانگ
با صدای استاد پارک سریع خودکار صورتی رنگی رو با هول هولکی برداشت ولی از دستش افتاد زیر لب با خودش گفت ات: اییی دست و پا چلفتی
جیمین درحالیکه از کنارش رد میشد خم شد و خودکار صورتی رنگ رو از زمین برداشت و گذاشت رویه میز ات
جیمین: چه چیزی باعث محبت بین دو شخص میشه کی میتونه جواب بده
ات سریع بلند شد و با اشتیاق گفت
ات : عشق
جیمین : کسی دیگه ای نمیتونه جواب بده
هیچکس پا قدم نشد برای جواب این سوال جیمین لبخندی زد و گفت
جیمین : آفرین خانم گانگ پس باهوش هستی
ات کف دست هاشو بهم زد و با کیوتی گفت
ات : من باهوش هستم
رویه صندلی نشست و مشغول نوشتن شد
نیونگ : تو باهوش نیستی دل خوش نک
با صدای استاد پارک حرف اش قطع شد
جیمین : بجای دهنت دستت کار کنه
نیونگ: اما استاد پارک من
جیمین : برام مهم نیست پدرت کیه اینجا پدرت درس نمیخونه تو میخونی پس هواست به حرفات باشه
نیونگ که دهنش گِل گرفته شده بود چیزه دیگه ای نگفت ....
part 6
جیمین : خانم گانگ بشین
ات : اما
جیمین : بعدن الان به درس گوش بده
ات خجالت زده دوباره روی صندلی نشست هیونا زد به بازوی و گفت
هیونا : چته تو
ات یه دستش رو زیره چونه اش گذاشت و با چشم های گرد و لبخند زیبا به استادش خیره شده بود زیر لب آروم زمزمه کرد( چقدر خوشتیپه ) همونطور که بهش خیره شده بود لبخند میزد
اسلاید ۲ ات
هیونا : هی آنقدر بهش زول نزن
ات : ببین با اون کت شلوار خاکستری پوتین های مشکی موهای مشکی چتری های رو پیشونیش اییییییی خیلی خوشتیپه
هیونا : هیسسس الان میشنوه
جیمین درحالیکه روبه تخته بود لب زد
جیمین : صدای پچ پچ میشنوم
سر ماژیک رو بست و گذاشت رویه میز روبه بچه ها کرد
اسلاید ۲ جیمین
جیمین : چیزی های که رویه تخت نوشتم فردا حفظ میخونید
ات : چیییی یعنی این همه رو حفظ کنیم ..
جیمین : نمیتونی حفظ کنی
ات سری سرش رو به طرف تکون داد و با چشم های گرد شده گفت
ات : نه میتونم
جیمین : زود باشید یاداشت کنید
سمته شاگرد ها رفت و از کنارشون رد میشد هر یکی مشغول نوشتن بودن بجز ات استاد پارک لب زد
جیمین : خانم گانگ
با صدای استاد پارک سریع خودکار صورتی رنگی رو با هول هولکی برداشت ولی از دستش افتاد زیر لب با خودش گفت ات: اییی دست و پا چلفتی
جیمین درحالیکه از کنارش رد میشد خم شد و خودکار صورتی رنگ رو از زمین برداشت و گذاشت رویه میز ات
جیمین: چه چیزی باعث محبت بین دو شخص میشه کی میتونه جواب بده
ات سریع بلند شد و با اشتیاق گفت
ات : عشق
جیمین : کسی دیگه ای نمیتونه جواب بده
هیچکس پا قدم نشد برای جواب این سوال جیمین لبخندی زد و گفت
جیمین : آفرین خانم گانگ پس باهوش هستی
ات کف دست هاشو بهم زد و با کیوتی گفت
ات : من باهوش هستم
رویه صندلی نشست و مشغول نوشتن شد
نیونگ : تو باهوش نیستی دل خوش نک
با صدای استاد پارک حرف اش قطع شد
جیمین : بجای دهنت دستت کار کنه
نیونگ: اما استاد پارک من
جیمین : برام مهم نیست پدرت کیه اینجا پدرت درس نمیخونه تو میخونی پس هواست به حرفات باشه
نیونگ که دهنش گِل گرفته شده بود چیزه دیگه ای نگفت ....
- ۲۱.۲k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط