{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(استاد جذاب من )

(استاد جذاب من )
part 7

زنگ آخر زده شده بود همه از کلاس بیرون رفته بودن استاد پارک که مشغول جمع کردن وسایلش بود ات هنوز هم رویه صندلی اش نشسته بود کلاس خالی شدن بود هیچکس جز تن دونفر نبود استاد پارک درحالی که سرش پایین بود لب زد
جیمین : خانم گانگ میخواهی چیزی بگی
ات مثله همیشه با لکنت و هول هولکی گفت
ات : چی .. من .. آها آره میخوام یه چیزی بگم
از صندلی بلند شد و کوله پشتی اش رو برداشت و گذاشت رویه شونه اش با قدم های آرام به سمته استادش رفت
ات : خوب .. میخواستم بگم که .این لباس
جیمین : لباسی که بهت دادم
ات : آره لباسی که بهم دادین الان بدمش
جیمین اشاره ای به لباسی که ات پوشیده بود کرد با یه لبخند زیبا و قشنگی که دله هر دختری رو میبرد زد به کیوتی این دختر
جیمین : خانم گانگ الان و اینجا میخواهی لباسو بدی بهم
ات : چی .. نه نه نه فقط گفتم کی بیارمش
جیمین : اول یونیفرمت رو پیدا کن بعدن بشورش خشکش کن و بیارش
وسایلش رو تویه کیف کرد و قدم برداشت از ات دور شد دختره که همون جا ایستاده بود یهو به فکرش رسید که اون که آدرس خونش رو نمیدونه وقتی برگشت به پشته سرش نگاه کرد هیچ کس نبود
ات : چیییی کی رفت باید برم دنبالش
با عجله از کلاس خارج شد هر دو طرفه نگاه کرد اما هیچ خبری از استاد پارک نبود اوفی کشید و پاشو محکم زد به زمین (باید برم یونیفرمم رو پیدا کنم اما چرا هیونا واسم نیاورد ) با صدای نحس یه نفر از افکارش اومد بیرون نیونگ با دوتا از دخترای مدرسه که نوچه هاش بودن سمتش اومدن
نیونگ : ببینید کی این جاست موش کوچولو
ات : موش نه خرگوش
نیونگ : هی منو ببین نری باز به استاد پارک شکایت منو نکنی
ات : اگه بهم بگی یونیفرمم کجاست چیزی نمیگم بهش
نیونگ : تو سطل اشغال زمین ورزشه
ات : فردا میرم به استاد پارک میگم
بعد از این حرف اش با بدو از آنجا رفت نیونگ عصبی داد زد
نیونگ : هی دختره احمق بیا اینجا
با بدو خودش رو به زمین ورزش رسوند با نگاهش دنباله سطل اشغال می‌گشت تا اینکه سطل اشغال آبی رنگی رو دید سریع سمتش رفت و درب شو باز کرد با دیدن یونیفرم و لباس ورزشی اش اوفی کشید
ات : واییی اینا رو باز نگه بشورم
خم شد و لباس ها رو برداشت درب سطل رو بست و از آنجا رفت ...
دیدگاه ها (۱)

(استاد جذاب من)part 8مثله همیشه تویه فروشگاه پشته صندوق مشغو...

(استاد جذاب من)part 9با سرو صداهای بچه های تو کوچه شون چشم ه...

استاد جذاب من part 6جیمین : خانم گانگ بشین ات : اما جیمین : ...

استاد جذاب من part 5صدای مرد غریبه ای به گوشش خورد با چشم ها...

پارت⁵که یهو خورد زمین و یوری دوباره گریش گرفت ، ات صورت یوری...

{استاد جدید} پارت پنجم | پایانصبح روز بعد...ات با خیال راحت ...

پارت⁹که جونگکوک و جیمین اومدن پیشه تهیونگتهیونگ: باز چیشدع؟(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط