{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منتظر بودم بیایی، آمدی، من نیستم

منتظر بودم بیایی، آمدی، من نیستم
بی تو در هرحال، جز در حال رفتن نیستم

منتظر بودم، بیایی تا ببینی سالهاست
بی تو من آن کهنه فانوسم که روشن نیستم

کهنه فانوسی که قلب شیشه ای دارم، ولی
باد و باران خوب می دانند، آهن نیستم

همچنان، در سقف رویای تو می رقصم به شوق
ظاهرن خوبم، ولی در اصل، اصلن نیستم

شیشه ها از دست باد و باده دلگیرند و من
چشم در راه توام ای مست و نشکن نیستم!

این غزل، حالا که در فکر تو هستم، گفته شد
بی تو اغلب جز همان فانوس الکن نیستم

خواب دیدم، روشنم کردی، ولی گفتی به ناز
خواب دیدی خیر باشد، من که این زن نیستم!

آمدی دیدی که دارد می رود یک روح پیر
خوب می دانم گمان کردی که آن من نیستم!
دیدگاه ها (۱)

دلم التماس دعا می خواهد.....از همان التماس دعاهایی که آدمیزا...

امشب حــــــــــــــلالم کن به آن فـــــــــــــــــــــرق د...

‌ کاش دلها نقش باران را به دریا می کشید طرحی ا ز مهر و وفا ر...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

AR-Lp 36

عاشقانه های شبنم

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۶: «اولی...

ددی مافیاپارت ۸________________________🌜🌕🌛__________________...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣعصر همان روز، تو صدا...

نشان سوخته.

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

(وقتی عضو نهمی و ددی نون روت کراش داره...)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط