رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

دروغ واقعی


می‌خوام از این به بعد برای شروع هر فیکم حالت تیزر براش بزارم

تیزر


؟: من فقط چون دلم برات سوخت گفتم دوست دارم

؟: تموم بدنم درد می‌کنه

؟: پس چرا جواب نمی‌ده (گریه)

؟ : تو .‌..تو دروغ گفتی ؟!

؟: لطفاً هرجور شده برام پیدا کن دیگه تحمل ندارم


؟: دیگه جوابشو نده بزار از درد بمیره

؟: دستامو باز کن (جیغ)
دیدگاه ها (۱۱)

p6

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

حاجی امروز رفتیم خونه دوست مامانم😐بهتون گفتم که میرم...بگذری...

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

پارت ۱۳

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش دوم _چشمهایم را می‌بندم و...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۱۱لیویا هیچ‌چیزی بر...

You Like a DreamPart 3باد شبانه میان موهای بلوند جیمین می‌پی...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط