{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه کن

گریه کن
مثل ابری سرگردان
که خانه اش به باد بند است
و هیچ هواشناسی
هرگز پیدایش نخواهد کرد
گریه کن
گاهی ابرها هم
از ترس تنهایی می بارند ....

"منیژه حسینی"
دیدگاه ها (۱)

زندگیه دیگه !گاهی خسته میشی ...اونقدر که دوس داری خودکار تو ...

با هم باشید اما ...بگذارید در با هم بودن شما فاصاله ای باشد ...

سلام اولین صبح زمستوووون بخیرزمستون سلام ....ما آمده ایم سه ...

چند قدم مانده به یلدا به شبی خاطره انگیز و بلندو گذر از دل ت...

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم در این تنهایی بی اعتمادی سرگرد...

می بیند و می فهمد و انگار نه انگارصیدیم، رها گشته و در بند گ...

تک پارتی اسم: سایه های مخمل و باروتدرکوچه های باریک و همیشه ...

عاشقانه های شبنم

گذر کن...از هر دستی که رهایت کرد،از هر فصلی که تمام شد،از هر...

بعضی فتح‌ها،امنیت یک ملت را رقم می‌زنند…در روزگاری که سایه‌ی...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

خونه مادر بزرگ

آقا......بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم صو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط