{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۷۳

پارت ۱۷۳


پارت هدیه برای عیدیتون


اخمی کردو بلند شد که بره حمام و تویه راه گفت که


- لباس برام بزار رویه تخت حوله من برام بیار


+مگه من نوکرتم بهم دستور میدی؟


-نوکرم که نیستی ولی زنم که هستی...


+واقعا که...


-لباستم بهتره سریعتر عوض کنی وگرنه اون چاک سینت کار دستت میده


با حرفش سریع خودمو پوشوندم


+برو دیگه...


بعد از اینکه رفت داخل رفتم سمت اینه و یه لحظه با دیدن خودم هینی کشیدم ، گردنم و سینه هام پر از‌ کبودی شده بود و جای دست هیون روی فکم کبود شده بود همینطور لبام حتی دوتا دستامم پاند پیچی شده بودن چطور با این سرو وضع برم پایین؟ حتی لوازم ارایشایمم انداخته بود دور و به گفته ی خودش همچیزم باید نو می‌بود ، براش یه دست لباس گذاشتم رویه تخت و خودمم گشتم ببینم چیزی برای پوشوندن این سرو وضع دارم یانه
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۷۴پارت هدیهکشوی اولو که باز کردم لباس زیراش بودن هینی ...

پارت ۱۷۵پارت هدیه توکه میدونی من ادمی نیستم که تا این حد لبا...

پارت ۱۷۳با حرفم چشمای خوابالودش رو باز کرد و سری تکون داد:-ا...

پارت ۱۷۲ویو یونا: صبح با دل در خیلی بدی از خواب بیدار شدم ، ...

پارت پنجم( مشتی این پارت هنتای داره چنبه نداری نخون و گزارش ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هشتم: بازیِ دو رویِ پرده 🎭[دیدگاه ته...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۷۱(。☬⁠。⁠)⁩دعوا...

My wild mafia پارت 17

تابع قوانین جمهوری اسلامیویو یونا:رفتم داخل اتاق و درو قفل ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط