{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد ...

کاش می شد ...
که کسی می آمد ...
باور تیره ی ما را می شست
و به ما می فهماند ...
دل ما منزل تاریکی نیست
"اخم" بر چهره بسی نازیباست
بهترین واژه
همان "لبخند" است.
که ز لبهای همه دور شده ست
کاش می شد
که به انگشت، نخی می بستیم
تا فراموش نگردد
که هنوز
"انسانیم"

لبخند یادتون نــره ^_^

ایام به کام ♥
دیدگاه ها (۳)

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم،برادرم گفت: چرا چتری با خود ...

...نهفردا نه...چند ساعت بعد هم نه...چند ثانیه دیگر هم نه.......

خداوند لبخند میزند به روی کل خلایقش . . . ..تمام فرشتگانبا ش...

خداوند لبخند میزند به روی کل خلایقش . . . ..تمام فرشتگانبا ش...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۸ روز بعد، هان از لحظه‌ای که وارد مدر...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت هجدهم | حقیقتی که نزدیک استر...

نام: قرارداد نفرتPart:²⁰بعد از ناهار، صدای مادر جونگکوک از پ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۷: «راز ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط