{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قبل از شروع پارت جدید میخوام بگم شرطا رو نرسوندین ولی از

قبل از شروع پارت جدید می‌خوام بگم شرطا رو نرسوندین ولی از اونجایی که تازه شروع کردم دیگه شرط نمیزارم اینم کادو من به شوما عزیزان 🥳
________________________________________

★ʟᴀᴡʟᴇꜱsʟᴀᴡʏᴇʀ★
Part:⁴
که یهو در باز شد و جونگ‌کوک ، ا.ت و جیمین وارد اتاق جلسه شدن
چامین: تو این جا چیکار میکنی؟(تعجب و با نفرت)
جونگ کوک: هه شتر در خواب ببیند پنبه دانه را، انتظار داشتی میزارم شرکتو به گ.وه بکشونی؟؟
چامین: عوضی( اروم) ولی پسر عمو جون تو دیر کردی و فقط یه رای دیگه مونده تا من رئیس شم(نیشخند)
جونگ کوک: اهااا(حالت تمسخر) دیگه میتونید دستاتون رو بیارید پایین ممنون بابت همکاریتون(لبخند) جلسه تمام شد
چامین: هی ینی چی؟؟
جونگ کوک: حال ندارم توضیح بدم وقتی بردنت بازداشت گاه میفهمی
جیمین: میتونید دست گیرش کنید
چامین: نه نمیونید نهنه این شرکت مال منه ، جئون جونگ کوک تقاضای کارتو پس میدی
کوک: زهی خیال باطل(نیشخند سرد)
جیمین: من میرم ، ا.ت توهم اگه خواستی بیا خدافظ
ا.ت: اوم
خواست بره که
جونگ کوک: ممنونم(اروم و با غرور)
ا.ت: سر تکون داد
__________________________
﴿فلش بک به دیروز﴾
﴿کوک ویو﴾
وقتی چامین قطع کرد خیلی عصبی شدم باید زنگ‌میزدم اون وکیله باید ازاد میشدم
(شمارشو زد)
ا.ت: الو دفتر حقوقی کره پارک ا.ت هستم بفرمایید!؟
کوک: منم جئون جونگ‌کوک باید ببینمت
ا.ت: خوبه الان میام
(تقریباً یه ساعت گذشت)
ا.ت: سلام
کوک: سلام
ا.ت: خب..؟
کوک: ( جریان تعریف کرد)میخوام ازاد شم و بی گناهیم ثابت شه
ا.ت: نمیتونم تو یه روز ازادت کنم چون دادگاه نیست ولی میتونم با وثیقه ازادت کنم فقط باید به دادگاه
200,000,000 هزار دلار پرداخت کنی تا ازاد شی تا دادگاهت و ممنوع الخروج میشی
کوک: فوقش دادگاهم یه ماه دیگس ، پولشم دارم وکیل هم دارم پس اوکیه
ا.ت: خوبه بیرون زندان منتظرم
..
زنگ زدم به دستیارم و اون پول رو واریز کرد کلی امضا و کاغذ بازی بود که انجام دادم و اومدم بیرون دیدم وکیل کوچولو تکیه داده به یه بنز راستش تعجب مردم یه همچین وکیلی که تازه کارشو شروع کرده بنز داشته باشه حالا ول کن رفتیم و فردا اومدیم جلسه من با سهام دار هم هماهنگ بودم
_______________________
(پایان فلش بک)
(شب ساعت 9)
جیمین: اوو ا.ت امروز کارتون عالی بود
ا.ت: اوم
جیمین: هی انقدر سرد نباش دیگه
ا.ت: حس خوبی به جونگ‌کوک ندارم ینی حس خوبی براش ندارم
جیمین: ینی چی؟؟
ا.ت: ....

بمونید تو خماری شب پارت بعدی رو میزارم یا شاید فردا یا شاید پس فردا؟؟
دیدگاه ها (۱۱)

★ʟᴀᴡʟᴇꜱsʟᴀᴡʏᴇʀ★Part:⁵جیمین: ینی چی؟!!ا.ت: طبق قانو..ن چامین ...

★ʟᴀᴡʟᴇꜱsʟᴀᴡʏᴇʀ★Part:⁶ا.ت: خب ببین از اونجایی که...جیمین: ببخ...

★ʟᴀᴡʟᴇꜱsʟᴀᴡʏᴇʀ★Part:³﴿کوک ویو﴾داشتن به حرفای اون دختره اسمش ...

★ʟᴀᴡʟᴇꜱsʟᴀᴡʏᴇʀ★Part:²جیمین: خب ول کنید این حرف هارو، جونگ‌کو...

Part 13

"سرنوشت "p,52...جونگ کوک اروم دخترک رو به سمت خودش برگردوند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط