{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترگفت: شنیدم داری إزدواج میکنی؟؟ مبارکه ؛ خوشحال شدم شن

دخترگفت: شنیدم داری إزدواج میکنی؟؟ مبارکه ؛ خوشحال شدم شنیدم.
پسر: ممنون ؛ ایشالله قسمت شما بشه.
دختر: میتونم برای آخرین بار ی چیزی ازت بخوام؟؟
پسر: چی میخوای؟
دختر: اگه ی روز صاحب ی دخترشدی میشه إسم منو رووش بذاری؟
پسر: چرا؟ میخوای هروقت نگاش میکنم یا صداش می کنم درد بکشم؟؟
دختر: نه ؛ آخه دخترا عاشق باباهاشون میشن. میخوام بفهمی که چقد عاشقت بودم . . . . .
سلامتی عشق اول زندگیت که نه میتونی بهش زنگ بزنی ؛
نه میتونی بهش فکر نکنی؟؟
فقط میتونی از دورنگاش کنی وبرگردی به دوستت بگی هی رفیق نگاش کن ! تمام خاطراتم
دیدگاه ها (۶)

بِبَخشید اِضآفیَم

خســـــتم...✖خستـــــم از خــــــــــودم...✖از خـــــودم ڪہ ...

تنهایی یعنی یه وقتهایی هست میبینی فقط خودتی و خودت!رفیق داری...

خُــــــــــــــــــــــــــــــدایاااااااااامیبِبینی مَنو؟؟...

.قتل. پارت پنجم

#ارباب‌سنگدل #پارت_12ویوی تهیونگ : رفتم و بار اسلحه رو تحویل...

خنده ی ممنوعه.

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟐م.ست و پاتیل رسیدن به خونه، با خنده ها...

My Vampire Mate Season 2 part : 90

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:10~:عزیزم من فقط صلاح تورو می‌خوام ولی حواست باشه...

contract 🍷#contract 𝑃𝑇3ویو هویج: توی ماشین هیچ حرفی بینشون ر...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط