❥˙)معشوقه قراردادی من (˙❥˙)
❥˙)معشوقه قراردادی من (˙❥˙)
(˙❥˙)پارت ۷ (˙❥˙)
دخترک آروم خم شد سپس روی صندلی نشست زیر لبی تشکر کرد و آن پسر مغرور کنارش نشست گارسون تا کم خم شد و بعد از گرفت سفارش آن ها تنها گذاشت در این نهایت بود که آن ها سکوت را به آغوش گرفته بودن ولی پسرم مغرور سرتو گوشی و بعد از یک لبخند در خال تایپ شد و این باعث صبر دخترک شد اخم سپس کلافه گفت
ات : اومدیم غذا بخوریم ؟ .. یا راجبه چیزی هم حرف میزنیم ؟
جونگکوک اخم کرد سپس گوشیش را روی میز گذاشت بلافاصله به صندلی پشت اش تکیه داد
جونگکوک: چرا حرف میزنیم از این بی صبرانه شما خوشم نیومد ولی بگذریم ..
به میز نزدیک شد سپس اخم کرده کاملا جدی چشم به دخترک قرمز پوش دوخت .. جونگکوک: خانم؟ ...
تند گفت ... ات: یو ات هستم
جونگکوک: میتونی پسر خوشتیپ صدام کنی
خندید ولی باز هم چهره جدی به خودش گرفت دخترک همچنین نگاهش کرد به یاد نیاورده بود که موقع ای آرمی یا فن بی تی اس شده باشه یا حتی آهنگ های قشنگ ان ها را گوش میداد در حالی که رو بی تی اس کله دخترا دیوانه بازی در نیاوردم یا به کنسرت آن ها برن .. حتی قیافه جونگکوک را هم بر اسر اسمش میتوانست بشناسد .. ولی هرچی هم که بود چهره بینقص و زیبا بود یا هرکلمه ای برایش کم میبود . . ریشه افکارش با بشکنی که جونگکوک جلویش زد پراکنده شد ..
جونگکوک: ببخشید ؟
دخترک تند سمتش نگاه کرد سپس لبخند ای سر داد
ات: ببخشید یهویی حواصم نبود
جونگکوک نرم سری تکون داد سپس نفسی کشید و به پشت اش تکیه داد
و همچنین خیلی جدی و عمیق به لیوان نوشیدنی اش خیره شد و با دو انگشت اش پایین لیوان را به بازی گرفت سپس همانگونه عمیق و جدی شروع به گفت کرد ...
جونگکوک : از واکنشهای که شما نشون دادین قشنگ معلوم بود که منو نشناختی درسته . ؟
ات: آره خوب همه شما رو نمیشناسنـ..
جونگکوک اخم کرد و نگاهش را سمت دخترک دوخت
جونگکوک: دوست ندارم کسی تو حرفم بپره .. دخترک مات و مبهوت نگاهش کرد و تنها یک جمله را با خودش گفت " پرو "..
جونگکوک همچنان ادامه حذفش را گفت
جونگکوک: بگذریم .. ! بریم سر اصله مطلب با چیزی که شنیدم تو قبول کردی که جای معشوقه من بازی کنی درسته ؟
دخترک بلافاصله جواب داد
ات: بله درسته
(˙❥˙)پارت ۷ (˙❥˙)
دخترک آروم خم شد سپس روی صندلی نشست زیر لبی تشکر کرد و آن پسر مغرور کنارش نشست گارسون تا کم خم شد و بعد از گرفت سفارش آن ها تنها گذاشت در این نهایت بود که آن ها سکوت را به آغوش گرفته بودن ولی پسرم مغرور سرتو گوشی و بعد از یک لبخند در خال تایپ شد و این باعث صبر دخترک شد اخم سپس کلافه گفت
ات : اومدیم غذا بخوریم ؟ .. یا راجبه چیزی هم حرف میزنیم ؟
جونگکوک اخم کرد سپس گوشیش را روی میز گذاشت بلافاصله به صندلی پشت اش تکیه داد
جونگکوک: چرا حرف میزنیم از این بی صبرانه شما خوشم نیومد ولی بگذریم ..
به میز نزدیک شد سپس اخم کرده کاملا جدی چشم به دخترک قرمز پوش دوخت .. جونگکوک: خانم؟ ...
تند گفت ... ات: یو ات هستم
جونگکوک: میتونی پسر خوشتیپ صدام کنی
خندید ولی باز هم چهره جدی به خودش گرفت دخترک همچنین نگاهش کرد به یاد نیاورده بود که موقع ای آرمی یا فن بی تی اس شده باشه یا حتی آهنگ های قشنگ ان ها را گوش میداد در حالی که رو بی تی اس کله دخترا دیوانه بازی در نیاوردم یا به کنسرت آن ها برن .. حتی قیافه جونگکوک را هم بر اسر اسمش میتوانست بشناسد .. ولی هرچی هم که بود چهره بینقص و زیبا بود یا هرکلمه ای برایش کم میبود . . ریشه افکارش با بشکنی که جونگکوک جلویش زد پراکنده شد ..
جونگکوک: ببخشید ؟
دخترک تند سمتش نگاه کرد سپس لبخند ای سر داد
ات: ببخشید یهویی حواصم نبود
جونگکوک نرم سری تکون داد سپس نفسی کشید و به پشت اش تکیه داد
و همچنین خیلی جدی و عمیق به لیوان نوشیدنی اش خیره شد و با دو انگشت اش پایین لیوان را به بازی گرفت سپس همانگونه عمیق و جدی شروع به گفت کرد ...
جونگکوک : از واکنشهای که شما نشون دادین قشنگ معلوم بود که منو نشناختی درسته . ؟
ات: آره خوب همه شما رو نمیشناسنـ..
جونگکوک اخم کرد و نگاهش را سمت دخترک دوخت
جونگکوک: دوست ندارم کسی تو حرفم بپره .. دخترک مات و مبهوت نگاهش کرد و تنها یک جمله را با خودش گفت " پرو "..
جونگکوک همچنان ادامه حذفش را گفت
جونگکوک: بگذریم .. ! بریم سر اصله مطلب با چیزی که شنیدم تو قبول کردی که جای معشوقه من بازی کنی درسته ؟
دخترک بلافاصله جواب داد
ات: بله درسته
- ۱۵.۵k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط