زندگی می کِشد آخر به کجا کارَت را
زندگی می کِشد آخر به کجا کارَت را
باید از دور تماشا بکنی یارت را
روزِ دیدار ، خودت را به ندیدن بزنی
شب ولی دوره کنی لحظه ی دیدارت را
عاشقش باشی و تا عشق ، خریدارت شد
دور سازی خودت از خویش خریدارت را
دوستش داشته باشی و نبیند هرگز
" دوستَت دارمِ " در سینه گرفتارت را
بهترین پاسُخِ این درد سکوت است سکوت
نکند باز کنی مخزن الاسرارت را
رفتنی می رود و باز تو خواهی پرسید
از " نسیمِ سحر آرامگهِ یار ... " ت را
باید از دور تماشا بکنی یارت را
روزِ دیدار ، خودت را به ندیدن بزنی
شب ولی دوره کنی لحظه ی دیدارت را
عاشقش باشی و تا عشق ، خریدارت شد
دور سازی خودت از خویش خریدارت را
دوستش داشته باشی و نبیند هرگز
" دوستَت دارمِ " در سینه گرفتارت را
بهترین پاسُخِ این درد سکوت است سکوت
نکند باز کنی مخزن الاسرارت را
رفتنی می رود و باز تو خواهی پرسید
از " نسیمِ سحر آرامگهِ یار ... " ت را
- ۳.۶k
- ۲۴ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط