اي بازيگر، غصه نخور! ما هممون مثل هميم
اي بازيگر، غصه نخور! ما هممون مثل هميم
صبحا كه ازخواب پا ميشيم،نقاب به صورت ميزنيم!
يكي معلم ميشه و يكي ميشه خونه به دوش ،
يكي ترانه سازميشه، يكي ميشه غزل فروش !
كهنه نقاب زندگي، تا شب رو صورتهاي ماست
گريه هاي پشت نقاب، مثل هميشه بي صداست !
هركسي هستي يكدفعه، قدبكش از پشت نقاب
از رونوشته حرف نزن !رها شو از پيله ي خواب !
نقش يك دريچه رو، رو ميله ي قفس بكش ،
براي يك بار كه شده ، جاي خودت نفس بكش !
كاشكي ميشد تو زندگي، ماخودمون باشيم وبس،
تنها براي يك نگاه ، حتي براي يك نفس !
ميخوام همين ترانه رو، رو صحنه فرياد بزنم ،
نقابمو پاره كنم ، جاي خودم داد بزنم !!!!
صبحا كه ازخواب پا ميشيم،نقاب به صورت ميزنيم!
يكي معلم ميشه و يكي ميشه خونه به دوش ،
يكي ترانه سازميشه، يكي ميشه غزل فروش !
كهنه نقاب زندگي، تا شب رو صورتهاي ماست
گريه هاي پشت نقاب، مثل هميشه بي صداست !
هركسي هستي يكدفعه، قدبكش از پشت نقاب
از رونوشته حرف نزن !رها شو از پيله ي خواب !
نقش يك دريچه رو، رو ميله ي قفس بكش ،
براي يك بار كه شده ، جاي خودت نفس بكش !
كاشكي ميشد تو زندگي، ماخودمون باشيم وبس،
تنها براي يك نگاه ، حتي براي يك نفس !
ميخوام همين ترانه رو، رو صحنه فرياد بزنم ،
نقابمو پاره كنم ، جاي خودم داد بزنم !!!!
- ۳.۳k
- ۲۱ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط