تو همانی که دل و دین مرا دزدیدی
تو همانی که دل و دین مرا دزدیدی
بر شب تار و سیاهم چو قمر تابیدی
غم چشمان مرا عشق تو از بیخ زدود
ان دلیلی که مرا کشت همان عشقت بود
نکند فاصله ها رخنه به عشقم هرگز
نکند خم کمرم را بخدا غم هرگز
تو که باشی همه جا رنگ گل و باران است
تو بخندی همه جا چلچله ی ساران است
کاش تا روز ابد باشی و تکرار شوی
بر لب خسته ی من صد غزل اشعار شوی
بر شب تار و سیاهم چو قمر تابیدی
غم چشمان مرا عشق تو از بیخ زدود
ان دلیلی که مرا کشت همان عشقت بود
نکند فاصله ها رخنه به عشقم هرگز
نکند خم کمرم را بخدا غم هرگز
تو که باشی همه جا رنگ گل و باران است
تو بخندی همه جا چلچله ی ساران است
کاش تا روز ابد باشی و تکرار شوی
بر لب خسته ی من صد غزل اشعار شوی
- ۱.۴k
- ۱۸ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط