{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو همانی که دل و دین مرا دزدیدی

تو همانی که دل و دین مرا دزدیدی
بر شب تار و سیاهم چو قمر تابیدی
غم چشمان مرا عشق تو از بیخ زدود
ان دلیلی که مرا کشت همان عشقت بود
نکند فاصله ها رخنه به عشقم هرگز
نکند خم کمرم را بخدا غم هرگز
تو که باشی همه جا رنگ گل و باران است
تو بخندی همه جا چلچله ی ساران است
کاش تا روز ابد باشی و تکرار شوی
بر لب خسته ی من صد غزل اشعار شوی
دیدگاه ها (۲۸)

تو همـانی که به درد دل من درمانیتو همانی که مرا عین خودت می‌...

دوستت دارم و دانم که سزاوارت نیستبلبلِ طبعِ دلم، لایقِ گلزار...

تو به هر کجا که باشی، به دلم غزل سراییو به هر تحرک لب، تو تر...

چون تو لبخنـــد زدی ، فــرم غزل ساخته شد سخنت شهد و شکر ریخت...

من که سرگرم غزل بودم و در حال خودمشعر می گفتم از احساسم و اح...

ه قول یکی از دوستان " حال دگری دارم امشب ! "این غزل از هوشنگ...

•●🩵🌿🍋●•به کدام رسم خویش دوستت بدارم . . .به کدام حس فقیر و د...

آبروی آب را نبریمریشه را دق ندهیمریشه در عشق به آبمی تراود ب...

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با منحریرِ سبزِ شالی خیسِ نم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط