{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دیـــوارهـــا بیـــزارم

از دیـــوارهـــا بیـــزارم

کـــه فاصلــــه ی میـــان نفـــس های تــــو

و هــــوای مــــن انـــد

و از درها

که همیشـــــه مــن یکـــ طرفشـــان بـــودم

و تـــــو

یکـــ طـــرف

و پنجـــره ها

که تصـــویر رفتنــت را بــرای من قــاب می گرفتـــند ....

دلـــم تو را می خــواهد


در سرزمينــي بــی در و دیـــوار و پنــــجره

كه "فاصلــــــــه"

در لغت نامـــه هایش

فقـــط


مــــرگ معنـــا شده باشــــد....
دیدگاه ها (۵)

ذهنم آشفته،خواب هایم پریشان،خنده هایم فتوشاپی ،درد و دل هایم...

بـــه زخمهـــایـــم می نــــگریـــــ ؟!درد نـــدارد دیـــگر ...

به افتخارش.....بزن لايک قشنگه رو

آره قربونش.....

گزارش تصویری از محفل صمیمی «سورۀ سرو»#غزل از آن زمان که نگاه...

موسیقی

مردی که در کنارم بود

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

فراتر از خویش

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

زن در حال خواندن نامه ( هلندی : Brieflezende vrouw ) نقاشی ا...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط