{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیالت تخت

خیالت تخت
یک روز
دقیقا نمی دانم کدام روز
اما شاید روزی حوالی تمام شدن دنیا...
آنجا که مطمئن شوم بعد از من
کسی تو را نخواهد داشت
از دلتنگی که هیچوقت عادت نبود
از دوست داشتنی که بند نیامد
از احساسی که حبس شد پشت نگاهم
و چشمهایت که هیچوقت گذرشان به من نخورد
از پشتم که خمیده شد زیر بار این همه تنهایی
از دستانم که لرزیدند پشت نوشتن حرف هایم
از اشک هایم که چه گرم بودند وقت سرد بودنت
از نگرانیم پشت جواب ندادن هایت
نبودن هایت و بدتر از آن
از آن آدم ضعیفی که ساخت از من غرورت
یک روز
قبل از دیر شدن
قبل از انتها
قبل ازِ، از دست رفتنم
حرف ها دارم برایت
آن روز
روز # مــــــــــــن است





دیدگاه ها (۶)

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ۴]روز سوم و چهارم هم تقریباً به...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

✘ خیالت تخت یک روز دقیقا نمی دانم کدام روز اما شاید روزی حوا...

خیالت تخت یک روز دقیقا نمیدانم کدام روز اما شاید روزی حوالی ...

یک سال دیگر گذشت ... خیالت تخت یک روز دقیقا نمی دانم کدام رو...

یک سال دیگر گذشت ... خیالت تخت یک روز دقیقا نمی دانم کدام رو...

خیالت تخـت... یک روز ، دقیقا نمیدانم کِی.. اما شاید روزی حوا...

یک سال دیگر گذشت ...خیالت تخت یک روز دقیقا نمی دانم کدام روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط