{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا!

خدایا!
کسی اینجا به یادش نیست که دنیا زیر چشماته،
یه عمره یادمون رفته زمین دار مکافاته،
فراموشم شده گاهی که من اینجا چه ها کردم،
که روزی باید از اینجا بازم پیش تو برگردم،
خدایا وقت برگشتن یه کم بامن مداراکن،
شنیدم گرمه آغوشت اگه میشه منم جاکن...
دیدگاه ها (۲)

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 5_الان نه 23 دقیقه و 30 ثانیه+چه دقیق_منو دست کم گر...

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

Otagh baghli Part 53 میخواستم تلافی کنم ولی خب حوصلش رو نداش...

برده عمارت جئون

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت اول: «بیداری؟»اِما دو سال بود که ...

پارت ۵ ۱.....۲.....۳شروع کنییییید هممون دویدیم تهیونگ کنار م...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁵ویو میکا_____جیمین دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط