{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شراب سرخ پارت

شراب سرخ پارت ۵۴

#red_wine🍷



چیزی درونم هشدار میداد
هشدار یک زنگ خطر..

با کیم به سالن مهمانی بازگشتیم.
فضای بین من و کیم به شدت سنگین بود هیچکدوم مان حرفی نمی‌زدیم فقط گه گاهی نگاهی بهم می‌انداختیم که حتی معنی‌اش را هم خودمان نمی‌دانستیم..
با پیوستن جیمین و نامجون به جمع دو نفره مون خرسند شدم..
جیمین با تعجب ساختگی دوری دورم زد و گفت:اووو خیلی خوشگل و خوشتیپ کردی ا.ت بانو..نمیگی بدزدنت!
چهار نفری میز گردی تشکیل دادیم و گارسون یکی یکی از ما پذیرایی کردند..
نامجون سمتم چرخید و گفت:ویسکی یا شامپاین؟
با تردید به کیم نگاه کردم اما او حواسش اصلا پی من نبود و داشت شرابش را مزه مزه میکرد.
_ظرفیتم خیلی کمه نخورم بهتره..
جیمین شامپاین‌اش را یک نفس نوشید و گفت:خب بگین ببینم جنی کجاست؟
با به یادآوردن جنی اخم هایم درهم فرو رفت..
_جیمین مثل اینکه تو تنت میخاره‌ها تو چرا...
با افتادن چشمم به جونگ کوک که دختری را در آغوشش کشیده بود حرف در دهانم ماسید.
عجب!
او این پایین برای خودش پارتنر داشت و خوش میگذراند اما بالا برای کیم شاخ و شونه میکشید!
عادی بود؟ اینکه حس بدی بهم دست داد؟
یا شاید هم نه این خودخواهی بود میخواستم حالا که جئون جلو کیم سینه سپر کرده بود به من تعهد داشته باشد حواسش فقط به من باشد مراقبم باشد.. نه که با یک دختر دیگر روی هم بریزند و در کنار هم توی سالن رژه بروند.. اما در کنارش عذاب وجدان خیانتم به او کمتر شد..
چرا وقتی او در غیاب من وفادار نماند من بمانم؟
با نشستن دست کیم روی ران برهنه‌ام نگاهم را از جئون گرفتم و به او دادم: چشمات جز من کسی رو نبینه..
نزدیک گوشش لب زدم:اما حواس توام پی من نیست!
نگاهش بین چشمانم دو دو میزد،گفت:فکرم خیلی درگیره..حس خوبی ندارم!
او هم.. او هم مثل من متوجه یک زنگ خطر بزرگ شده بود..
_منم..میترس...
دیدگاه ها (۰)

شراب سرخ پارت ۵۵ #red_wine🍷 🍷 کیم سرش را جلو آورد و نرم لبان...

شراب سرخ پارت ۵۶#red_wine #red_wine🍷 نگذاشت حرفم را تکمیل کن...

پارت جدید بزارم ؟؟

شراب سرخ پارت ۵۳#red_wine🍷 سعی کردم خودم را از حصار دست جئون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط