#فیک: چرا تو؟

#فیک: چرا تو؟
        پارت شصت و هشت☆

یونا: لِئو مگه چیکار کرده؟
رئیس: چطور؟ میشناسیش!
یونا: نه... اخه اونموقع که داشتین حرف میزدین شنیدم کــ... کنجکاو شدم*مظلوم کردن چهره*
رئیس: اها....میدونستی خیلی کیوتی؟*لبخند چندشانه*
یونا: جـ.... جوابمو نمیدین؟
رئیس: میشه که مال من باشی؟ دوس پسر داری؟
یونا: ببخشید؟ مال شما باشم؟
"رئیس لِئو رو اوردیم اینجا... ولی مث اینکه خودشم باتون کار داره"
رئیس: عه جدی؟ بگو وایسه الان میام... خانوم کوچولو الان میریم باهم لِئو رو میبینیم اونوقت خودت ازش بپرس
یونا: نه... میخواد لا.... لازم نیست
رئیس: ترسیدی؟ اوه خدایا حتی کیوت ترم میشی*لبخند چندشانه*راستی نگفتی دوس پسر داری؟
یونا: اره دارم مشکلی هس؟
رئیس: پس بیا با من مطمئنم حتی قیافه هم نداره
یونا:من تا اخر عمرم باهش میمونم درضمن قیافش از کل دنیا خفن تره..... پس برو کنار من دیگه برم
<رئیسه دست یونا رو میگیره>
رئیس: عه عه نشد دیه کجا؟اول بریم لِئو رو ببینیم بعد یه فکری به حالت میکنم
یونا: ولمم کن گفتم نمیخام بینمش
<یونا رو میبره پیش لِئو>
<لِئو مات و مبهوت میمونه چی بگه>
<یونا به لِئو اشاره میکنه که واکنشی نشون نده>
رئیس: لِئو چطوره؟ کیوت نی؟
لِئو: چیکار اون دختر داری؟ مگه با من کار نداری پس اونو ول کن وگرنه خودت میدونی چیکار میتونم بکنم*پوزخند*
رئیس:*پوزخند* داری تهدیدم میکنی؟ عیابا از اونجا که سینگلی این دختر واسه خودت*یونا رو هل میده تو بغل لِئو *
لِئو: خب حالا تو برو یـو...خانم من کارم تموم شد میام*نگران*
یونا: اما خودت چی؟*اروم در گوش لِئو میگه*
لِئو: برو خانم....*یونا رو هدایت میکنه که بره>
دیدگاه ها (۵)

Iove and the moonPart29کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه یونا...

پارت ۲(یونا عقب عقب میره که یهو میخوره به یه نفر که با ترس ب...

🖤🌙 ماه سیاه | Black Moonقسمت اول: «من و هم‌اتاقی خون‌آشامم»ت...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

.قتل.

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 5 | حسودی کردی؟!لوئیس با عصبانی...

P9 . PRISAN MAFIA.

پارت سهسه سال قبلسونی: مامانیی داری چیکار..... مامان چیکار م...

فیک ددی من

sinister mansion:پارت دوم.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط