{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضیا به یه جایی میرسن تو زندگی

بعضیا به یه جایی میرسن تو زندگی
که براشون مهم نیست
پاییزه
زمستونه
بهاره
یا تابستون
تنها چیزی که توشون تغییر میکنه طرز لباس پوشیدنشونه که گرم و سرد میشه
حالا هی شما متنایی بنویسید درباره عاشقی تو پاییز
هی عکس بزارید با عشقتون تو برفا
هی تو هوای بهاری قدم بزنین
هی تو تابستون خوش بگزرونین با exتون و تابستون کوتاهه گوش بدین...
این ادمام این کارارو میکننا
اما تو ذهنشون
تو خاطراتشون
شما حالین و اینا تو یک سال پیششون،دو سال پیششون...
تو ذهنشون عاشقی میکنن و تو خاطراتشون قدم میزنن
با شما بیرونن و نگاهشون به نیمکتیه که یک سال پیش با یکی که دوسش داشتن خاطره ساختن
به حرفای شما میخندنو تو ذهنشون خنده ی اونو به یاد میارن
اما فکر میکنین تا کی این چیزا یادشون میمونه؟
یه سال دو سال سه سال؟؟
تا کی؟
دیگه به جایی میرسن که هرچی میخوان به یاد بیارن یه تصویر سفید تو ذهنشون میاد
این موقع است که دیگه اینا زندگی نمیکنن و فقط نفس میکشن...

#نگینی
دیدگاه ها (۴)

😇 ✋

تنهاییت خیلی بهتر از بودن با کسیه ک واقعا لیاقتتو نداره...

شاید اگه همو ببینیم همه چی حل شه!!! شاید اگه دستات جایِ کیبو...

من عصبی نیستم خیلی هم آروممفقط از همه ی این قضاوتا یه کمی دا...

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

پارت: 4 (بخش1) **زاویه دید: زین**نورِ آبی‌رنگ و زننده‌ی صفحه...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

part52. . + خب میلک شیک ها برا شما اینام برا مابوم بعد برداش...

#دوپارتیموضوع:(وقتی اون یه خوناشامه)بنگچان/ا.تشب بارونی بود....

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

بزار این مدلی بهت بگم اقا #مجتبی_خامنه_ای !چون به باباتم گفت...

مهمونی پارت ۵۹

My lovely neighbor part : 59

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط