{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز هم به این حلقه یِ طلاییِ سنگین عادت نکرده ام....

هنوز هم به این حلقه یِ طلاییِ سنگین عادت نکرده ام....
امروز وقتی داشتم یادت را لا به لایِ شالگـردنِ پسرکم می بافتم از دستم بیرونش آورده ام و.....
راستی
پسرکم سرماییست و نامش
همان سه حـرفیِ نامت....
اما....
کجا گذاشتمش این حلقه ی لعنتی را...
دیدگاه ها (۲)

P¹⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

چون دنبال کننده ها 20 نفر شدن ایندفعه رو زیر شرط میزنم و دو ...

★彡   Part 1 彡★ ( رینا ) بوی نودل تازه رو وارد ریه هام کردم.د...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط