{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با پایان سال شروع به خانه تکانی کردم ، به خانه ی دل که رس

با پایان سال شروع به خانه تکانی کردم ، به خانه ی دل که رسیدم محبتت را برداشتم ، نه غباری داشت و نه کهنه شده بود ، مهرت جای جای دلم خواهد ماند
دیدگاه ها (۱)

به حرمت اولین سلام ها. فصل اول، بهار، اولین خاطره هایش را با...

روحشان شاد

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

عاشقانه های شبنم

با ولادت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم )در عالمِ...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

ازدواج اجباری

«یونگی ویو»داشتم تو گوشی می‌چرخیدم که یکی بهم آدرس جایی که آ...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۳۰ | پایانساعت هشت شب...سوا و جونگ‌کوک ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part27دیگه نمیکشیدم همونجا جلوش زانو زدمو دست...

Six

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط