{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حافظ کنار عکس تو من باز نیت می کنم

حافظ کنار عکس تو من باز نیت می کنم
انگار حافظ با من و من،باتو صحبت می کنم

وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا
دارم به این بدقولیت دیریست عادت می کنم

چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست
تقدیر ویران می کند من هم مرمت می کنم

در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین
من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم؟

ن مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
هر جای دنیاکه روم احساس غربت می کنم

بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت می کنم

یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت
هر چند اندک باشد آنرا با تو قسمت می کنم؟
دیدگاه ها (۱۰)

عاشقم.اهل همین کوچه ی بن بست کـناریکه تو از پنجره اش پای به ...

دردم جوان زخمم کهن ، سوزم هویدا در سخندلدار من پیمان شکن ، ب...

‏🦙[۰۶:۵۷ ~ ۰۶:۵۹ به وقت کلمبیا]این روزا صبح‌ها رو فوق‌العاده...

چند روز از تصمیم ات برای موندن گذشته بود.رابطه‌شون دیگه مثل ...

سناریو جونگکوک

my snow❄️#my_snowPT31ویو یونهو:همون لحظه که در باز شد....اول...

سناریو تهیونگ

غروب...بعد از چای...ات و کوک دوباره به باغ رفتند.نسیم ملایمی...

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

پرسه در جنگل... غروب...آسمان کم‌کم نارنجی و بنفش شده بود.ات ...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط