{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شادی...

شادی...
پروانه ای است...
که هرچقدر تقلا کنی...
نمی توانی ان را شکار کنی.
باید آرام باشی ...
تا روی شانه ات بنشیند....
شانه هایتان پر از پروانه باد عزیزانم
دیدگاه ها (۳)

ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻤﯽ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺗﺮ ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ...

کلمات بی صدای تو روحم را نوازش می کند انگار در پس تنهایی انگ...

از آتشبازیه بوسه ها تا برزخ چشمهایت؛جایی میان بازوانتبهشت بر...

تو مرا آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرتتو خیالت راحت!میروم از...

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

پرسه در جنگل... شب...باران هنوز آرام روی شیشه‌های عمارت می‌ب...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

𝒫𝒶𝓇𝓉 15عقد با رئیس مافیا آن شب، تهیونگ ات را به اتاقش برد.ات...

☘️براى "اتفاقِ خوب" زندگى ات منتظر باش؛هر قدر كه لازم است!اص...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

ات: چرا اینجوری نگام می‌کنی؟کوک: چون هنوز دارم باور می‌کنم.ا...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط