{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو زندگی با ، با ادبا با ادب بودم

تو زندگی با ، با ادبا با ادب بودم

با لاتا ، لات

با مشتیا ، مشتی

با مَردا ، مرد

ولی هنوز نتونستم با مادرم

مادر باشم....
دیدگاه ها (۱)

ناز چشمان تو , دل را تا ثریا میبردمشکی مویت مرا تا اوج رویا...

زندگی دادگاه نیست تا در آن به دنبال احقاق حق خودباشیمزندگی،...

‍ قبل از خواب زمزمہ ڪنیماللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا ...

برای خودتون خانواده های پر مهرتونعزیزان و دوستانتونو همه کسا...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

مادر عزیزم مرا ببخش برا تمام روزهایی که می‌توانستم باشم اما...

عاشقانه های شبنم

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

پارت ۶ساعت ۸ صبح_جونگکوک:از همون ساعت که با تهیونگ کوچولوم ب...

فیک: (زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...)ویو ات:سلام،من ی...

حقیقت خاکستری💥♡1♡توی کافه نشسته بودم و قهوه امو جرء جرء می خ...

نماد مرگ پارت اول

★彡   Part 3 彡★ ذهنم به گذشته برگشت. زمانی که فقط ۴ سالم بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط