{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش هفت ساله بودم ,

کاش هفت ساله بودم ,
روی نیمکت چوبی می نشستم . . . .
مداد سوسماری در دست ,
باصدای تو دیکته می نوشتم . . . .
تو می گفتی بنویس دلتنگی ,
من آن را اشتباه می نگاشتم . . . .
اخمی بر چهره می نشاندی و من,
به جبران ,
دلتنگی را هزار بار می نوشتم . . . .
دیدگاه ها (۹)

خدایا . . . . گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیرد ...

سلام دوستای گلم...خوبید؟ این هزارمین عکس من تو ویسگون هستش.....

زندگیِ من آرام می گذشت . . . . اتفاقی نمی افتاد . . . . تا ا...

من اون روانیم که میره بد رو اعصاب , بیا ببین بدون تو سگ شدم ...

سناریوی بلولاک

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.22(از زبون جونگ‌کوک)این روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط