{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I can be myself with him

I can be myself with him
Part¹⁰

هفته ها گذشته بود و تهیونگ و نیلسو هرروز باهم دعوا میکردن،اما هیچوقت به هم آسیب نمیزدن
نهایتا یه مشت خیلی اروم و کوچیک بود!
تمام دخترا،به خصوص لیا،از این موضوع بدشون میومد و عصبی میشدن

[ویو نیلسو]
مثل همیشه زود بیدار شدم..کارهای شخصیم رو انجام دادم و یه دوش گرفتم
میکاپ ریزی انجام دادم و لباسمو پوشیدم
کیفمو برداشتم و به سمت دانشگاه حرکت کردم
وارد شدم..مثل همیشه،تهیونگ زودتر رسیده بود
دیگه تقریبا حرکاتشو حفظ شدم
تا پام رو توی کلاس گذاشتم،تهیونگ زد توی کله‌ام
کیفمو گذاشتم و طبق روال قبلی،دویدم تا بگیرمش
لیا هم دوباره داغ کرد
موهای تهیونگ رو به‌هم ریختم و دوباره فرار کردم
یهو یه نفر اومد جلوم و هلم داد
تهیونگ از پشت منو گرفت
لیا بود!همون خانم عقده‌ای
از بغل تهیونگ اومدم بیرون

-یا خدا..این دوباره شروع کرد
+بیا بریم ولش کن
یهو موهامو از پشت کشید و انداختم زمین..پاشو گذاشت روی دلم و فشار داد
پاشو گرفتم و چرخوندم که باعث شد بی‌افته زمین
تهیونگ دستشو دراز کرد و من با کمکش بلند شدم
یهو اقای مدیر اومد

مدیر:اینجا چه خبره؟
لیا:اقای مدیر،نیلسو منو میندازه(گریه ی الکی)
-اما اون شروع کرد
مدیر:دوربین هارو چک میکنیم

اون کاپلی که داشتن اونجا همو میبوسیدن،سریع گقتن:اقای مدیر،ما شاهدیم که نیلسو این کارو کرد و خودش شروع کرد

+اما تا وقتی دوربین رو نبینیم،نمیتونیم نظر بدیم..درسته؟
اقای مدیر که از تهیونگ،برای مدرسه خیلی پول میگرفت،سریع حرفشو تایید کرد
دوربین رو چک کردیم..حق با من بود..لیا و اون کاپل،تنبیه شدن
همش غرغر میکردم و تهیونگ فقط گوش میداد:
-دختره ی بیشعور..دیدی چیکار باهام کرد..تازه بهم میگه زشت!
+خیلی هم خوشگلی
-مردک بهم میگه موهات شبیه درخته
+خِشتَکِشون رو سرشون میکشم
-وقعا این کارو میکنی؟
+اوهوم..تازه موهات خیلی هم قشنگه

همینجوری حرف میزدیم که دیگه رسیدیم به کلاس..سر جام نشستم..استاد لی وارد شد:

استاد:خب بچه ها..امروز یه خبر دارم براتون..قراره یه طرح بهتون بدم..دوتا گروه میشید
گروه اول:لیا،کارا،کایلا،کارینا،لینا،لونا،چان‌هو،لایلا
گروه دوم:نیلسو،تهیونگ،جیمین،یونگی،جین،نامجون،هوسوک،سوهو
قراره بهتون یه خونه داده بشه تا شما برید اونجا و به طرح فکر کنید..لوکیشن و تمامی چیز ها داخل این برگه هست(اشاره به میزش) نیلسو لطفا برگه هارو پخش کن
-چشم

بلند شدم و برگه ها پخش کردم..زمانی که به سوهو رسیدم،دستشو روی دستم کشید..یه حس بدی گرفتم...

*ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۳)

I can be myself with himPart⁹-خب منم دیگه برم+مگه قرار نبود ...

I can be myself with himPart⁸چه قرصی؟البته مهم نیستازم تشکر ...

I can be myself with himPart²همون موقع یه نفر از پشت موهام ر...

for me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط