{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دوست دارم همه چیز را بگذارم و بروم

گاهی دوست دارم همه چیز را بگذارم و بروم
بروم جایی که دست هیچ بشری به من نرسد
جایی که با خیال راحت و از ته دل چنان فریادی بزنم و گریه کنم که تمام ابر های قلبم مچاله شوند
انجایی که هیچ کسی گریستن را جرمِ ضعیف بودن تلقی نمیکند..
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 165♡⁠。⁠)⁩صبح نا...

حالا من دقیق نمی‌دونم کی مقصره و کی نیست...کی می‌دوعه که راب...

پارت 49🌷 ویو آتهانا آروم نزدیکم شد و گفت:هانا:ـ آت، میشه یه ...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.13الیز:باشه همه رف...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط