{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرد زیبایی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که دردل داشت گف

فرد زیبایی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که دردل داشت گفت.

دکتر به او گفت به پروفایل
rah6.6



برو،

آنجا نویسنده ای دارد که تورا میخنداند و غم هایت از یاد میرود.

فرد لبخندی زد و گفت: من همان نویسنده ام

:(
دیدگاه ها (۶)

معلم هندسمون داشت درس میداد بعد گفت دوتا خط موازی هیچ وقت ب...

غمــــگینم ... . . . مثل دختری که تازه از آرایشگاه رسیده خون...

من می رم درس بخونم، اگه برنگشتم به پدر و مادرم بگید تا آخرین...

اون لحظه و باید طلا گرفت=)

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 100・⁠]⁠ᕗپدر لبخندی زد و گفت ...

PT/1 ات یه چند وقتی بود که ...

A friend of loneliest time P3با شنیدن صدای ویلون در اتاق قدی...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁸(نایون+...

#Escape_from_death_April29 #admin_yoki #part2میخواستم برم سم...

آوای شب پارت ۱۸ویو نویسنده بعد از اینکه دامیان رفت آنیا سریع...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۲۹روز بعد، از همان صب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط