میبینی به چه سختی قلبم روبه شونه گرفتم
میبینی به چه سختی قلبم روبه شونه گرفتم
میبینی کلبه عشقم روبه دست تغدیرسپرده ام
میبینی شادیهای زندگیم رو به دست رئیاهای تلخ رسانده ام
میبینی که نایی برای راه رفتن ندارم
دیگه وجودی برای دباره عاشق شدن ندارم،،،
باتومی شد دنیارولمس کرد
باتومی شد سختی هاروفراموش کرد
باتومی شد مهربونی عشق رواحساس کرد
می شدباتو زخم زبونهارودرمان کرد
باتومی شد قصه ها دلتنگی ها دوری ها روفراموش کرد
باتومی شد رنگ آبی زندگی رودید
باتومی شد دنیاروبه راحتی سفرکرد....
میبینی کلبه عشقم روبه دست تغدیرسپرده ام
میبینی شادیهای زندگیم رو به دست رئیاهای تلخ رسانده ام
میبینی که نایی برای راه رفتن ندارم
دیگه وجودی برای دباره عاشق شدن ندارم،،،
باتومی شد دنیارولمس کرد
باتومی شد سختی هاروفراموش کرد
باتومی شد مهربونی عشق رواحساس کرد
می شدباتو زخم زبونهارودرمان کرد
باتومی شد قصه ها دلتنگی ها دوری ها روفراموش کرد
باتومی شد رنگ آبی زندگی رودید
باتومی شد دنیاروبه راحتی سفرکرد....
- ۵۹۷
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط