{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک: شروعی به نام نفرت و پایانی به نام عشق

فیک: شروعی به نام نفرت و پایانی به نام عشق
parr¹⁷

" بگو ، میشنوم "a.t

" چه سریع میری سر اصل مطلب ههه "

" حرفتو بزن آماندا "a.t

با قدم های آروم نزدیکش شد و در دو قدمی دختر ایستاد

" یادته بهت گفتم جونگکوک ازت برام تعریف کرده و راستش گفتم ولی خب نمیخوای دلیلشو بدونی خانم کوچولو! "

با قدم های آورم دور دختر چرخید و برندازش کرد

" پوستی سفید ، چشمای کشید و زیبا ، اندامی جذب کننده ، چهره‌ی جذاب ، بوی مست کننده همه و همه ، بنظرت زیادی کامل نیستی! "

" چی میخوای بگی؟ "a.t

چشمو از بدنش گرفت و به چشماش نگاه کرد
روبه روش ایستاد

" بنظرت چرا باید یه مرد از یه زن اینقدر تعریف کنه! تا حالا به دلیلش فکر کردی؟ "

" دلیلش میدونی برای همین داری اینا رو میگی پس بدون کش دادنش بگو "a.t

" ههه دختر باهوشی هستی ، خوشم آمد "

موهای کوتاهش پشت گوشش داد و ادامه داد

" جونگکوک ازت خوشش میاد ا.ت ، مطمعنم که تو یه حسیا به جونگکوک داری ولی ازشون مطمعن نیستی ... "

یک قدم بهش نزدیک شد

" حالا که مطمعن شدی ، برو پیداش کن و ببوسش "

" چرا داری اینارو میگی؟ "a.t

" میخوام سبب خیر شم "

لبش نزدیک گوشش برد

" بعدا دعام میکنی "

دستش روی شون های دختر قرار داد و به سمت در عمارت هل داد

" زود باش برو دیگه همچین موقعیتی گیرت نمیاد "

بدون فکر کردن به چیز دیگه وارد عمارت شد
دنبال جئون می‌گشت که پیداش کرد
نزدیکش رفت

" کجا بودی دنبالت بودم "jk

دستش گرفت و به سمت بیرون عمارت کشید ، اونجا خلوت بود

" کجا میری؟ "jk

" میفهمی "a.t

وارد حیاط عمارت شدن
روبه‌روی هم ایستادن

" چیه؟ "jk

بدون وقفه لب هاش روی لب های جئون قرار داد
چند دقیقه‌ی گذشت و ازش جدا شد
جئون مات و مبهوت بهش زل زده بود

" تو ... "jk

+ جونگکوک!

با شنیدن صداش حرفش نصفه موند
هر دو به طرف صاحب صدا برگشتن
دختر بود با لباسی قرمز و باز که ادامش به خوبی مشخص بود

به طرفشون قدم برداشت
نزدیک جئون شد و بازوش گرفت

+ عزیزم اینجا چیکار میکنی؟ هوا سرده سرما میخوری

آماندا نزدیکشون شد و بین دختر و جئکن ایستاد

" جونگکوک کجا بودی آنیل همه جا دنبالت گشت "

دستش از دستان آنیل بیرون کشید

" چی شده؟ "jk

+ چیزی نیست نگرانت شدم ، فقط این خانم کیه؟

" من ا.ت ام وکیل شخصیه آقای جئون "a.t

+از آشنایی باهاتون خوشبختم ، منم انیلم همسر جونگکوک

بازوری جئون گرفت و بهش چسبید

+ عزیزم نمیدونستم وکیل زن داری

" نیازی هم نیست بدونی "jk

با تعجب به آماندا نگاه کرد که با چشمای تحقیر گر بهش نگاه کرد و پوزخند زد
دیدگاه ها (۱۷)

فیک: گودال part³²بعد از ساعتی به کلبه برگشتناما قبل از اینکه...

فیک: گودال part³³چو: اشکالی نداره ا.تیون‌کیونگ:خب دیگه دخترا...

فیک: شروعی به نام نفرت و پایانی به نام عشقparr¹⁶" نمیخواد نگ...

فیک: شروعی به نام نفرت و پایانی به نام عشقparr¹⁵ " چطوره؟ "a...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁴⁰هیونا: خب باهام آشتی کردی ؟ جونگکو...

عشق ممنوع part=۸(همون روز – بیرون سالن ورزشی، بعد از مسابقه)...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁵..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨همه نگاهشون رو سمت جونگکوک بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط