{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه دردناک )

بوسه دردناک )
پارت ۱۳۷ ( پارت نهایی )

تهیونگ: چرا اینجوری رفتار. می‌کنی
تهیونگ نرم سمت موهای الکس را بوسید ...
تهیونگ: خوب تو به پدرت قول دادی که مراقب خودت باشی پی پاشو بریم خونه ببین دخترمون چه ترسیده
الکس نرم به ته مین که کنار ماشین ایستاد بود نگاهی انداخت شاید بخاطر اینکه نمی‌خواست مزاحم پدر و مادرش بشه به این قسمت نیامده بود ... تهیونگ آروم دست الکس را همان گونه به دستش گرفته بلند شد و همراه خودش بلند کرد ...
تهیونگ: خدا رو شکر که با هم هستیم و کنار هم همینش پدرتو خیلی خوشحال می‌کنه
الکس : واقعا ؟
تهیونگ آرام خم شد سپس سوی گونه الکس را بوسید
تهیونگ: بریم به خونه خودمون به زندگی خوب و خوشحال خودمون ؟
الکس نرم سری تکون داد و تهیونگ او را به مست آغوشش نزدیک کرد بلافاصله هر دو دست های الکس دور کمرش حلقه شد ته مین با قدم های آهسته سمت مادرش رفت و درست پاهای مادرش را به آغوشش گرفت تهیونگ لبخندی زد سپس دستش را روی سر دخترکش کشید
تهیونگ: دختر خوشگل من..
ته مین: بابایی من تا جایی که بتونم داستان شما رو تعریف میکنم ...
الکس سکوت کرده بیشتر خودش را در آغوش گرم شوهرش پنهان کرد تهیونگ درست می‌گفت زندگی قشنگ ترین قسمتش این سه نفر بود ... اگر آن روز هم تهیونگ را از دست میداد حتما الکس نفس خودش را هم از دست میداد ولی دیگری آن گونه نشد و هر دور خدا رو شکر میکرد که با هم و کنار هم با آرامش نفس می‌کشند !

مرسی از شما که تا آخر این فیک ام با من بودین و ازتون سوار گذارم
همچنین تا یاد دارین چندگیدن فراموش نشه چون تنها دلیل زندگی هر آدمی باختن یا نباختن هستش .. به امید دیدار.
دیدگاه ها (۱۳)

˙⁠❥⁠˙⁠) معشوقه قرار دادی من (⁠˙⁠❥)(⁠˙⁠❥⁠˙⁠) پارت ۱ (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)...

˙⁠❥⁠˙⁠)معشوقه قراردادی من (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)(⁠˙⁠❥⁠˙⁠) پارت ۲ (⁠˙⁠❥⁠˙⁠...

( بوسه دردناک )پارت ۱۳۶ الکس لبخندش محو شد سپس دست هایش را ا...

بوسه دردناک )پارت ۱۳۵دکتر : می‌دونم باید بهت میگفتم ولی این ...

𓆩𐙚.. (the end ) دوپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــ...

پارت سوم — یک روز معمولیسوآ از وقتی یورا را با خودش برده بود...

پارت سوم — یک روز معمولیسوآ از وقتی یورا را با خودش برده بود...

#in_your_eyespart_11۱ویو کایلاخونه از همون صبح شلوغ شده بودچ...

پارت دوم

پارت سوم..... :)

قسمت ده

پارت ۴۵تهیونگ با قدم‌هایِ سنگین و نفس‌هایِ حبس‌شده، وارد اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط