{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نور رخ تو قمر ندارد

نور رخ تو قمر ندارد
ذوق لب تو شکر ندارد

در دور تو مادر زمانه
مانند تو یک پسر ندارد

بی‌بهره ز دولت غم تو
از محنت ما خبر ندارد

آن کس که چو من به روی خوبت
دل می‌ندهد مگر ندارد

دلدادهٔ صورت تو ای دوست
جان را ز تو دوستر ندارد؟!

جانا دل تو چو روزگار است
کن را که فگند بر ندارد

در سنگ اثر کند فغانم
وندر دل تو اثر ندارد

مگذار به دیگران کسی را
کو جز تو کسی دگر ندارد

از خون جگر کسی به جز سیف
در عشق تو دیده تر ندارد


سیف فرغانی
دیدگاه ها (۱۷)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

نور رخ تو قمر نداردذوق لب تو شکر ندارددر دور تو مادر زمانهما...

عشق تو زیر و زبر دارد دلموز جهان آشفته‌تر دارد دلمپیش ازین ش...

جمالت آفتاب هر نظر بادز خوبی روی خوبت خوبتر بادهمای زلف شاهی...

ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دلگر درین حلقه نباشد وای دلهر که را...

ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دلگر درین حلقه نباشد وای دلهر که را...

ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دلگر درین حلقه نباشد وای دلهر که را...

دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دلنام تو آرام جان درد تو درمان...

دلبرا حسن رخت می‌ندهد دستوریکه به هم جمع شود عاشقی و مستوریآ...

‌از بهر خدا بنگر در روی چو زر جاناهر جا که روی ما را با خویش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط