نخندید؛ اما میخواهم بگویم که در ستایشِ دوشِ حمام باید قص
نخندید؛ اما میخواهم بگویم که در ستایشِ دوشِ حمام باید قصیدهها سرود! وقتی که تنها پناهگاهت میشود؛ وقتی که زیرِ اشکهایِ او میایستی و اشک میریزی و اشکهایت با کف و آب قاطی میشوند و نمیفهمی که از کجا آغاز شدهاند! و حتا نمیدانی سوزش چشمهایت از کف است یا از اشک؟ حتا گرمیِ اشکها را هم نمیتوانی از گرمایِ آبِ داغ تشخیص بدهی! اصلن همین که اشکهایِ تو و او در هم میآمیزند، خودش ستودنیست!
در ستایشِ دوشِ حمام باید داستانها نوشت! وقتی که...
در ستایشِ دوشِ حمام باید داستانها نوشت! وقتی که...
- ۱۹۲
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط