{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نخندید؛ اما می‌خواهم بگویم که در ستایشِ دوشِ حمام باید قص

نخندید؛ اما می‌خواهم بگویم که در ستایشِ دوشِ حمام باید قصیده‌ها سرود! وقتی که تنها پناهگاهت می‌شود؛ وقتی که زیرِ اشک‌هایِ او می‌ایستی و اشک می‌ریزی و اشک‌هایت با کف و آب قاطی می‌شوند و نمی‌فهمی که از کجا آغاز شده‌اند! و حتا نمی‌دانی سوزش چشم‌هایت از کف است یا از اشک؟ حتا گرمیِ اشک‌ها را هم نمی‌توانی از گرمایِ آبِ داغ تشخیص بدهی! اصلن همین که اشک‌هایِ تو و او در هم می‌آمیزند، خودش ستودنی‌ست!
در ستایشِ دوشِ حمام باید داستان‌ها نوشت! وقتی که...
دیدگاه ها (۱)

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

پشت نگاه سردت — پارت ۱۱ویو آتکه یهو ته منو پرت کرد توی استخ...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁶مین‌جو: شما همو می‌شناسید؟سومیاو با ت...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

بعد از حرف نازنین، اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.هیچ‌ک...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط