ما اینقدی بودیم با دومتر پارچه همچین بقچه پیچمون میکردن ک
ما اینقدی بودیم با دومتر پارچه همچین بقچه پیچمون میکردن که نمیتونستیم نفس بکشیم کم کم که بزرگ وپرزور میشدیم عینهو پروانه پیله خودمونو جرواجر میکردیم یعنی ببخشید میگشودیم
اونوقت این فندق چی میگه
حیا کن فندق
اونوقت این فندق چی میگه
حیا کن فندق
- ۲۸۷
- ۰۹ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)