{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعرازکوچه مهتاب گذشت، لیک شعری نسرود، نه که معشوق نداشت

شاعرازکوچه مهتاب گذشت، لیک شعری نسرود، نه که معشوق نداشت، نه که سرگشته نبود، سالهابودکه دگرکوچه مهتاب بیابان شده بود.....
دیدگاه ها (۱)

مشکل از تونبود! از من بود! با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را ...

همه میمیرند, اما همه زندگی نمی کنند!

غرور کسی را که برای عذر خواهی آمده، نشکن.. همان برایش کافیست...

عشقت را پنهان میکنی که مردانگی ات خدشه دار نشود... اخم میکنی...

رمان تهیونگ و جنی

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:72رفتم به سمت خونه‌...در رو ب...

کوک شوهر کینه ای Part 74

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿بعد از تو هیچ کسی ،هیچ کس نبودبعد از ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_32مرد که از خانه رفت بیرون ز...

my little killer part 1:(نکته در این سناریو کارکتر ها بالای ...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

🔴 هیچ کار خداوند بی‌حکمت نیست ...پادشاهی هنگام پوست کندن سیب...

سکوتِ سنگینِ میانِ آن‌ها، مثل یک موریانه، داشت ذره‌ذره‌ی آرا...

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط