#سناریو
#سناریو
عضو نهمی درحال سیگار کشیدن میبینتت
چان: ات چرا نمیایی ت....... هی تو داشتی... چرا.... چرا.....چرا قربونت برم نفسم چرا چی داره اذیتت میکنه چرا بهم نمیگی(بغض)
لینو: ات دفعه بعد ببینم تنها داری غصه میخوری پرت میکنم خودمو پایینا(داد و بغض)
چانگبین: مکنه کوچولومو انقد دلش گرفته که میخواد ریه های خودشو بدون اینکه ما بفهمیم از بین ببره؟(بغض)
هیونجین: هی.... غصه خوردن تنهایی حال نمیده بیا.... بین ما هشت نفرم تقسیمش کن(بغض)
هان: ینی ما الان برات انقد غریبه شدیم..... که تو داری تنهایی غصه میخوری(بغض)
فیلیکس: چرا داری تو تنهایتان غصه میخوری..... چرا بهم نمیگی شاید کمکی از دستم بر اومد لعنتی(گریه)
سونگمین: خواهر کوچولو.... نبینم یه بار دیگه از این کارا بکنیا..... وگرنه دعوات میکنم
ای ان: ات چرا میخوایی خودتو نابود کنی.... لاقل بیا با ما حرف بزن شاید یکم آروم شدی
#اد_رایکا
عضو نهمی درحال سیگار کشیدن میبینتت
چان: ات چرا نمیایی ت....... هی تو داشتی... چرا.... چرا.....چرا قربونت برم نفسم چرا چی داره اذیتت میکنه چرا بهم نمیگی(بغض)
لینو: ات دفعه بعد ببینم تنها داری غصه میخوری پرت میکنم خودمو پایینا(داد و بغض)
چانگبین: مکنه کوچولومو انقد دلش گرفته که میخواد ریه های خودشو بدون اینکه ما بفهمیم از بین ببره؟(بغض)
هیونجین: هی.... غصه خوردن تنهایی حال نمیده بیا.... بین ما هشت نفرم تقسیمش کن(بغض)
هان: ینی ما الان برات انقد غریبه شدیم..... که تو داری تنهایی غصه میخوری(بغض)
فیلیکس: چرا داری تو تنهایتان غصه میخوری..... چرا بهم نمیگی شاید کمکی از دستم بر اومد لعنتی(گریه)
سونگمین: خواهر کوچولو.... نبینم یه بار دیگه از این کارا بکنیا..... وگرنه دعوات میکنم
ای ان: ات چرا میخوایی خودتو نابود کنی.... لاقل بیا با ما حرف بزن شاید یکم آروم شدی
#اد_رایکا
- ۲۰.۱k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط